![]() |
![]() |
|
| شعر |
|
من پروينم ، دختر ساسان با نطفه اي ديرينه تر از « كَشَف رود » *در زِهدانم و گيسواني كه بر شانه هاي بيگانه نخواهند ريخت
گاهي دامنم را بر پله هاي تخت جمشيد مي كشانم و آوازهاي بومي سر مي دهم براي مردان سرزمينم كه با تفنگ مي خوابند وپشت پلك هايشان آرامش زناني است با چين دامن هايي كه به لهجه هاي محلي مي رقصند و دختراني كه رودخانه ها را كوزه كوزه به خانه مي برند
گاهي تنهايي ام را با نقشينة غارهايت قسمت مي كنم بي آنكه ردّم را در هيچ كتيبه اي بيابند وسال هاي دور ببيني دختري كه درياهايت را در خاليِ صدف هايش ريختي در انتظار خروس هاي لال نمي ماند ؛ صبح را از پشت دروازه هاي مشرق بيرون مي كشد و شبانه لالايي هايت را از تمام سيم هاي خاردار جهان عبورمي دهد
گاهي ، يادش مي افتد چقدر درد دارد و چشم هاي بي گدارش به آب هاي آزاد مي زنند ننگ عهد نامه ها را درست در لحظه اي كه زنانِ حرمسرا گيس هاي هم را مي كشند . . . بخواب مادرم شب از نيمه گذشته است و پاسبان ها « مرزهاي پر گهر» را سوت مي زنند
*نام قديمي ترين زيستگاه شناخته شده درايران . متعلق به هشتصد هزار سال پيش
|
|
+ نوشته شده در
یکم تیر 1388ساعت توسط ليلا كردبچه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
صندوق پستی :
تهران - 194/17775 ایمیل : leilakordbacheh@yahoo.com |
| پیوندها |
|
هشتاد . . . ادبیات جوان ایران نقدها و مقالات ادبی صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر(کتابم) |
|
RSS
|