تبليغاتX
ليلا كردبچه
شعر

 

 

 

ديگر

خوابت را هم زير اين سقف نمي بيند

و مي داند

هيچ خياباني به اين خانه ختم نخواهد شد

حتي اگر تمام سيگارهايش را هر روز

با ناز الهه اي بكشد

كه تمام زندگي اش در چمدان كوچكي جا مي شد

 

 

گاهي

تو را به سفر مي فرستد

گاهي بهشت

گاه جهنم ،

و به روي خودش نمي آورد

خوشبختي هاي سياه و سفيدي را

كه از حافظه ي چسبناك آلبوم ها كنده اي

و اتفاق عاشقانه تري كه نمي داند

روي خواب هاي كدام تخت مي اندازي

 

 

اين روزها بنان

عجيب روي صورت پدر گريه مي كند

و انگشت هاي من ناتوانتر از آنند

كه به تكه پارة عكس هايتان

وصله هاي عاشقانه بچسبانند  

 

 

 

+ نوشته شده در  یکم شهریور 1387ساعت   توسط ليلا كردبچه |