![]() |
![]() |
|
| شعر |
|
از شهرهاي بزرگ كه در قصه هاي تو نبودند مي ترسم از خيابان هايي كه بند كفش هايم را به راه هاي نرفته بسته اند و عشق هاي كوچكي كه دلم را به پنجره هاي واماندة لعنتي
مي ترسم از روزهايي كه با تنور تو روشن نمي شوند و شب هايي كه با هزار و يك روايت گوناگون چشم هاي مرا نمي بندند دلم هواي خانة كاه گلي ات را كرده ، با پستوي تنگ و تاري كه عطر آغوش پدر بزرگ را در آن حبس كرده بودي دلم هواي تو را كرده كه برايم چاي بريزي و دوباره بگويي چگونه صورت من ، شصت سال پيش جواني كُرد را عاشق تو كرد
برايم چاي بريز، نه نه آقا ! و اشك هايم را با گوشة گلدار چارقدت پاك كن خسته ام خسته و هيچ كس آنقدر زن نيست كه ساعت ها بشود برايش گريست
|
|
+ نوشته شده در
یکم مرداد 1387ساعت توسط ليلا كردبچه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
صندوق پستی :
تهران - 194/17775 ایمیل : leilakordbacheh@yahoo.com |
| پیوندهای روزانه |
|
هشتاد علی اسداللهی لیلا کردبچه 2 الیاس علوی گروس عبدالملکیان عباس صفاری محمد رضا ترکی رویا شاه حسین زاده دوستان آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر |
|
RSS
|